ذبيح الله صفا

1308

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

58 - عين ماهرو « 1 » عين الملك مولتانى مشهور به « عين ماهرو » از رجال بزرگ سياست و از منشيان معروف پارسىگوى هند در قرن هشتم هجرى است . وى در منشآتش غالبا خود را « عين ماهرو » و بندرت « عين » و گاه « ماهرو » مينامد اما علت اشتهار ( و شايد انتساب ) او به ماهرو معلوم نيست ولى سبب تسميهء او به « عين » آنست كه ضمن خدمات دربارى خويش بلقب « عين الملك » ملقّب گرديده و تلخيص همان لقب را عنوان ادبى خود قرار داده است . اين نكته را نيز نمىدانيم كه علت انتسابش به « مولتان » تولّد در آن شهرست يا سكونت ممتد در آن ، ولى اين نكته روشن است كه او از جملهء ايرانيانى بود كه خود يا خاندانش بهند هجرت كرد و در آن سرزمين ، و بحدس قريب بيقين در « مولتان » ، سكونت گزيد زيرا خود او در ضمن منشآت خويش به « تاجيك » بودن خود اشاره دارد « 2 » و چنان كه مىدانيم در اين مورد مقصود از « تاجيك » ايرانيانيست كه در برابر تركان مهاجر بهند قرار داشته و جمعا تشكيل‌دهندگان حكومتهاى مسلمان هند بوده‌اند . بررويهم از مطالعهء احوال عين الملك چنين معلوم مىشود كه او قسمت اعظم از عهد شباب خود را در مولتان بسر برده و در آن ديار شهرتى حاصل نموده و در آغاز كار خود « الغ خان » نامى را كه ظاهرا برادر علاء الدّين خلج بوده خدمت مىكرده و

--> ( 1 ) - دربارهء او به متن و مقدمهء منشآتش كه بهمت آقاى پرفسور عبد الرشيد بسال 1965 ميلادى در لاهور تحت عنوان « انشاى ماهرو » چاپ شده است ، مراجعه كنيد و همچنين بموارد مختلف از تاريخ ضياء برنى كه در آن مقدمه اشاره شده و نيز به مواردى از تاريخ فرشته كه در ذيل صحايف بدانها اشاره خواهم كرد . ( 2 ) - انشاى ماهرو ص 80